2.18.2012








خدايا فقراي کشورمان را به لبنان، 
سوریه، غزه، ونزوئلا ، سومالی 
و ....  منتقل کن تا از 
کمک هاي ما برخوردار شوند!




و





به من گفتند خدا مائيم٬ پيغمبر مائيم٬ هر چه که ميگوييم تائيد کن ما بايد يک قاتل حرفه اي به جامعه معرفي کنيم و آن تو هستي!



حسن آرمين ديروز سه شنبه ساعت چهار و نيم صبح در چهار راه طالقاني کرج به دار آويخته شد. او را در حالي اعدام کردند که در صندلي چرخ دار نشسته بود و قادر به حرکت نبود. در اثر شکنجه ها ورزشکار معروف در کرج٬ معلول شده بود.






در وصف خدا


اثری از : زنده یاد قیصر امین پور
پیش از اینها فكر می كردم خدا
خانه ای دارد كنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور

**************




نکته هــــــــــا
به انتخاب مژگان 


تجسم کنید !!
تو يه روز سرد
لباس خواب گرمت رو میپوشی و ميپری تو تختت،
بالش رو درست ميكنی، پتو رو ميكشی رو خودت، خودت رو اين اونور ميكنی، يكمم خودت رو ميكشی ، حسابی که گرم شدی چشاتو میبندی که بخوابی
يه دفعه میبينی چراغ اتاق رو یادت رفته خاموش كنی !!!

ناخن مصنوعی، مژه مصنوعی، مـوی سر مصنوعی، دماغ عملی، گونه ها تزريقی، لب ها تزريقی، ابروها تاتو ، رنگ پوست غير واقعی و….
اما هنوز بانوهای دوست داشتنی ولي غيرقابل تحمل! در شگفت و شکايتند که چرا "مرد واقعی" پيدا نميشود ؟؟؟!!!


دخترای عزيزی که ميگن پسرا همه مثل همن .... کسی مجبورتون نکرده بود همه رو امتحان کنين


دختره  ۴۰۰۰ تا دوست تو صفحه فیس بوکش داره که  ۳۹۹۰ تاش پسرن ...
( مدلهای مختلف : کچل ، کوتوله ، چاق ، لاغر ، يه وری … )
بعد تو پروفايلش نوشته:
من آن گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بی آبی
 ولی با خفت و خاری پی شبنم نميگردم
.... فکر کنم فقط پی "شبنم" نميگرده !!!


چیزی لذت بخش تر از زدنِ بچه مهمون، دور از چشم ننه و باباش نیست


معلم: هرکي سوال بعدي منو جواب بده ميتونه بره خونه.
شاگرد نخاله کيفشو از پنجره ميندازه بيرون...
-معلم با عصبانيت: کي اون کيفو انداخت بيرون؟
من بودم آقا..خداحافظ


توي شبکه پنج برنامه به خانه برميگرديم،
يه بخشي وجود داره به نام "اينجا و اونجا"!
اونوقت خانوم مجری برنامه ميگه:
به اينجا و اونجای ما خوش آمديد ...!


يه وقتايی ام که تو دستشويی ام 
و يکي به شدت منتظره که بيام بيرون ،
 الکی طولش ميدم .
آدم احساس قدرت ميکنه ،
 انگار تو اون لحظه ،
 زندگی اونی که بيرونه توی دستاته !!!


ميازار موری كه دانه كش است "
.اين شعر نشون ميده كه ما ايرانی ها از قديم يه جورايی كرم داشتيم ...


خدا نگذره از كسانی كه شير حموم رو روی وضعيت دوش میبندنو از حموم خارج ميشن!


عمه ي توماس اديسون مجددا در بيانيه ای به مردم شريف ايران اعلام کرد:
توماس فقط برق را اختراع کرده است لطفا به خاطر قبضش ما را مورد عنايت قرار ندهيد!!!

***********


عکس های جالب


به انتخاب محمد کاظمی

جالبه، بخندیم

به انتخاب فریدون سلوکی
قدیما برق ها رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت،
دزده فک کنه یکی خونه هست، الان هرجوری حساب میکنیم
برق ها رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره !
ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد
و بدست آوردن بی توجهی یک فرد !
.خدایا به خوبان عزت داده ای به بدان ثروت
نکند ما به تماشای جهان آمده ایم!!؟
فقط کاشف الکل رازی نبود !
مصرف کنندگان الکل هم راضی اند
اینایی که همه چیزو رو دسکتاپ سیو میکنن
همونایی هستن که از راه میرسن
شلوارشونو پرت میکنن گوشهی اتاق !
می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟
چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته …!!؟
اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه!!!؟؟؟.
**************************

انسان میتواند شرايط سخت را
 هم براي خود خوش آيند كند!!!!!!!

به انتخاب همایون هارونی



**************
یا « امت » همیشه در صحنه



آنها که میروند وطنفروش نیستند.
 آنهایی که میمانند عقب مانده نیستند.
 آنهایی که میروند، نمیروند ان طرف 
 که مشروب بخورند.
آنهایی که میمانند، نماندهاند 
که دینشان را حفظ کنند.
همهی آنهایی که میروند سبز نیستند. همه ی آنهایی که میمانند پرچم به دست ندارند. آنهایی که میروند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین میشوند. یک هفته مانده میگریند و یک روز مانده به این فکر می کنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود.
  و آنهایی که میمانند، می مانند تا شاید
بتوانند وطن را جائی برای ماندن کنند



میمونها هم پدربزرگ دارند!
به انتخاب حاج نیما


کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت.تصمیم گرفت زیر درخت
مدتی استراحت کند.لذا کلاه ها را کنار گذاشت وخوابید.وقتی بیدار شد
متوجه شدکه کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی
میمون را دید که کلاه را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد.در حال فکر کردن سرش 
را خاراند ودید که میمون ها همین کارراکردند.اوکلاه راازسرش برداشت
ودید که میمون ها هم ازاوتقلید کردند.به فکرش رسید... که کلاه 
خود را روی زمین پرت کند.لذا این کار را کرد.میمونها هم کلاهها را
بطرف زمین پرت کردند.او همه کلاه ها را جمع کرد وروانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد.پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش
را تعریف کرد وتاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد 
چگونه برخورد کند.یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر 
درختی استراحت کرد وهمان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد.میمون ها هم همان کار را کردند.او کلاهش
را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند.نهایتا کلاهش رابرروی زمین
انداخت.ولی میمون ها این کار را نکردند.
یکی از میمون هااز درخت پایین امد وکلاه رااز سرش برداشت 
ودر گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.
نکته : رقابت سکون ندارد.
شاد باشید 

*********
حمام ترکی استکهلم
به انتخاب دکتر ( واقعی ! ) ه - ر
با این وضعیت بیمه درمانی که داره پیش میره 
کاشکی لااقل در رشته کیسه کشی حمام 
تحصیل کرده بودیم
**************
پرچم - پرچم 


به انتخاب مژگان
روزی حامنه ئی دجال به اوباما تلفن میزند و برای او از خوابی که شب قبل دیده تعریف میکند که بله! دیشب خواب دیدم که بر سردر همه خانه های امریکائي ها یک پرچم اویزان شده است و بر روی انان نوشته شده « جمهوری اسلامی » و ادامه میده  خب نظرت در باره این خواب چیه؟
اوباما در جواب او میگوید : عجیبه منم دیشب چنین خوابی رو برای جمهوری اسلامی دیدم که بر سردرهای همه خونه های امت همیشه در صحنه  پرچمهای کشوری در نوسانه .
خامنه ئی میپرسه : خب بر روی ان پرچمها چه نوشته شده بود!
اوباما جواب میده  نتونستم بخونم چون  * عبری * بلد نیستم!!


*****************
مجنون نبودم - سیما بینا
به انتخاب الیزا شادنیا

****************

سخنانی از زنده یاد دکتر شریعتی

به انتخاب کاظم فهیمی


نکته هائی از شادروان دکتر شریعتی 
برای ایرانیانی که در صحنه اند و به خاطر
 فنا رفتن فرهنگ وطن خون میخورند 

به شهادت تاریخ میگویم هرگاه 
روزگار خواسته تفکر فاسدی را رسوا کند
به او قدرت مطلق داده است 
ـــــــــــــــــــــــــــــ
اگر باطل را نمیتوان ساقط کرد میتوان رسوا ساخت 
واگر حق را نمیتوان استقرار بخشید میتوان اثبات کرد،
طرح کرد و به زمان  شناساند و زنده نگه داشت
ــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر روزی کسی به تو توهین کرد او را عفو نکن،
منتظر بمان که به موقع دهنش را سرویس کنی
( شادروان باید خیلی عصبانی بوده باشد )


نکته هائی از شادروان دکتر شریعتی
برای نا ایرانیانی که در صحنه اند و برای ادامه
نفوذ فرهنگی۱۴۰۰ اعراب در وطن نون میخورند
ترحمه عربی ( به سختی ! ) داوید


تاريخيا، كلماخ
الوقت اللازم لفضح الفكر الفاسد
لديه السلطة المطلقة
ـــــــــــــــــــ
انه لا يمكن تجاوز الفراغ إذا تعرض البناء
إذا كان يمكن تسوية لا تعطي الحق في أن يثبت،
وقدم المشروع إلى وقت وأبقى على قيد الحياة
--------------
لا تهين العفو شخص يوميا إذا كان ينتظر للمرة الاسترداد مع بقائك
(كنت غاضبا جدا)



**************
یادی از صادق هدایت
به انتخاب فریدون سلوکی

در کتاب حاجیآقا نوشته صادق هدایت ( ۱۹۵۴)، حاجی به کوچکترین فرزندش
دربارهی نحوهی کسب موفقیت در ایران نصیحت میکند:
 توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛
اگر نمیخواهی جزو چاپیدهها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی!
سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه میکنه و از زندگی عقب میاندازه!
فقط سر درس حساب و سیاق دقت بکن!



چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافی است، تا بتوانی حساب پول را
نگهداری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه!
باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی، از من میشنوی برو بند کفش تو
سینی بگذار و بفروش،
خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری!
سعی کن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا میتوانی عرض اندام بکن، حق خودت را بگیر!
از فحش و تحقیر و رده نترس! حرف توی هوا پخش میشه،
هر وقت از این در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخند وارد بشو، فهمیدی؟
پررو، وقیح و بیسواد؛
چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد، تا کار بهتر درست بشه!...
نان را به نرخ روز باید خورد!
سعی کن با مقامات عالیه مربوط بشی،
با هرکس و هر عقیدهای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی!....
کتاب و درس و اینها دو پول نمیارزه!
خیال کن تو سر گردنه داری زندگی میکنی!
اگر غفلت کردی تو را میچاپند.
فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند کلمهی قلنبه یاد بگیر، همین بسه!!
 خیلی جالبه که بعد از  ۷۲  سال
هنوز هم در بر همان پاشنه می چرخد!!!
ظاهراً بچههای حاجی خوب به وصیت پدر عمل کردهاند.

************

مطهری



زن چون عقل ندارد شکار مردان است!
تنه نزن : اخر ادم ناحسابی اگر مرد عقل داشت که به دنبال شکار نمیرفت * یکراست میرفت سوپر مارکت و هر چه را که لازم داشت از انجا به راحتی تهیه و بدون خطر و قرارداد به خانه میاورد!


*************
سکوتگلشیفته فراهانی
**************
 یادداشت کمال تبریزی کارگردان

 مطرح سینمای کشورمان
به اصغر فرهادی کارگردان  و
 برنده جایزه * گولدن گلوب *
به انتخاب سینا یاوران
کمال تبریزی کارگردان مطرح سینمای ایران باانتشار یادداشتی خطاب به اصغر
فرهادی ،موفقیت او وفیلمش را در جایزه گلدن گلوب، با لحنی طنز تبریک گفت

هوالصاحب الفنون
نامه محرمانه کمال تبریزی به اصغر فرهادی!
سلام بر تو ای اصغر فرهادی سینمای ایران! نمیدونی چقدر بابت این جایزه ای
که گرفتی خوشحالم! ولی افسوس که در این شرایط ایده آل! نمی تونم احساسم
رو به کسی ابراز کنم... شهر شلوغه و همه به هم، گیر دادن! می ترسم بهت
تبریک بگم و بابت همین تبریک خشک و خالی، بشم عامل بیگانه و صهیونیزم
جهانی و طرفدار مراسم فواحش هالیوود! اونوقت خر بیار باقالی بارکن! ولی
خوب که فکر می کنم همش تقصیر توئه! آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه

گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب ؟! آدمه دیگه! فکر نکردی تو این شیر
توشیری بزن وببند خانه سینما، حسادت بعضی ها گل کنه؟؛ کلا در خانه
سینما رو گل بگیرن؟!.. این همه متلک بارمون کنن!؟ آخه به فکر ما نیستی،
به فکر سینما باش با این جایزه گرفتنت! رفتی اون جایزه گنده گنده رو
گرفتی! حالا ما چه خاکی به سرمون کنیم؟! خیلی نامردی! بی معرفت! اقلا
میگفتی جایزه مارو اعلام نمی کردن! همون پشت صحنه یه جوری زیر میزی می
گرفتی می رفت پی کارش دیگه! بالاغیرتا، حالا که دیگه خراب کردی و همه
عالم و آدم فهمیدن سینمای ایران جایزه مهم جهانی گرفته، عیب نداره؛ بیا و
ازاین به بعد دیگه صداشو درنیار!.. مثل تلویزیون خودمون، شتر دیدی
ندیدی!.. جایزه های احتمالی بعدی هم، علی الخصوص اسکارو که دیگه نگو!..
اگه
دادن، پیشنهاد می کنم اصلا نگیری! یا اگرهم مجبور شدی بگیری، لااقل
تقدیمش کن به اینایی که سریال ها و فیلم های جهانی ظرف 33 روز می
سازن؛... بلکه سینما یه کم از دست و زبان اشون در امان باشه!.. یه حسن
دیگه هم داره، اگه این جایزه هایی رو که تو گرفتی، اینا بگیرن، دیگه میشه
جزو افتخارات ما و به احتمال زیاد، از تلویزیون خودمون هم نشونش میدن!
اصغر جون، من و بقیه خونواده سینما، واقعا بابت این لطفی که در حق ما
میکنی، ازت ممنونیم؛ جایزه هاتو تو بوق نکن!..بخصوص گنده هاشو!.. حرف
آخرمون هم یادت نره؛...دیگه نشنویم جایزه اسکار و این حرفا ها... ! خدا
خیرت بده!..
موفق باشی!

****************


فقط برای چند لحظه 
خودتونو اونجا ببینین..

به انتخاب مریم خزائلی

چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک... )المپیک معلولین( در شهر سیاتل آمریکا  ۹نفر از شرکت کنندگان دو ۱۰۰متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند. همه این  ۹ نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم.


آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شود ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد . این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد.


هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند یکی از آنها که مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده .سپس هر ۹ نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و ۱۰ دقیقه برای آنها کف زدند.


1 comment:

POST توراه و هفطارای

Every Post's Information