3.03.2012



چهارم مارچ ۲۰۱۲ شیطـــــــــــان بزرگ
چهاردم اسفند ۱۳۹۰جمهوری شیطانی



(((((((((((((((((((((

پستان های کُبرا خانُم…!
به انتخاب میترا
توجه: این مقاله « لهجه دار » است

مکان : مَطبَخ کُبرا خانُم که با عُذرا خانُم در حال پاک کردنِ سَبزی آش نَذری هستَن…!
…………………………………………………..
عُذرا خانم: مُگم کُبرا خانم دیدی عَسکِ ای دختره گلشیفتَه ره؟
کُبرا خانم: ها خواهَر جان…. مُویَم تو کامفیوتِر دختر اَعظم خانم اینا دیدُم….! وابمانه اِلهی به حق پَنش تَن…! ای چیجور شب اَول قبر مِخه جواب خدا پیغمبره بده…! واویلاواویلا…! هَمش مَعصیتهَمَش گناه…! خدایا توبه….توبهتوبه…!
عُذرا خانم: روز قیامت سینه هاشِه با مِقراض مُبُرَن مِندازَن جلو سَگ …! بَعدِشَم با کِلّه مِندازَنِش تو آتیش جَهَندَم عاییشِه خانومِه…!

کُبرا خانم: کُدُوم سینه ها؟ اَگه به اونا مِگن سینه پس به سینه های مو چی مِگن….؟ اَصن به هَم گِردَن مو که هم هیچی نِدرهفوقش به قاعده یک گِردو اَگه بشه…!
عُذرا خانم: خُب بَعله…! شما ماشالله پستونات به دَستَم نِمیه….! اَصن عَسکِ توره باید مِذاشتن تا ای خارجیا بفهمَن پستون یعنی چی… ! آبروی زنای ایرانی ره بُرده مُرده شوربُرده…! حالا همه با خودِشا مِگن حُکمَن پستونای همه ماها هَمیجوریه…!
کُبرا خانم: پَروَنده اَعمالِشه سِنگین مُکُنِه خواهر جان…! اینا چی مِفَهمَن از نِمازُ روزه…..از روضه از آش نَذری…! ماها که ای همه اَعمالِما با خدایه وازَم مِگِم خدایا توبه…! اینا مِخَن چیکار کُنَن؟ بده به مو او چاقونِه خواهَر…!
عُذرا خانم: مُگم کُبرا خانُم دیروز که رفته بودی حَموم خودِته آراگیرا کِرده بودی بعدِش کوجا رَفتی خواهرجان؟ حالا واز نِگی مو زاغ سیاتِه چوب مِزنُم….! داشتُم شیشه های اُتاقه تِمیز مِکِردُم چَشمُم اُفتاد تو حیاط شما…!
کُبرا خانم: جون به جونِت که نِکُنَن وازَم کِلانتَر مَحلی فضول خانُم…! رَفتم روضه سّیدُ شُهدا…! کوجا رَفتُم؟
عُذرا خانم: وا….پس خدا قِبول کُنه ایشالله…! از کِی تا جالا تو اَنباره دِکونِه اَکبرآقای قِصاب روضِه سّیدُشُهدا ماخانَن مُو خِبر نِدرُم….؟
کُبرا خانم: ذِلیر بیمیری ایشالله به حَقّ پَنش تَن…! مُو اِقَد ایوَر اوبَره نِگا کِردُم پَس تو کُدُوم گوری قوییم رفتِه بودی مُرده شور بُرده ندیدُمِت…!

عُذرا خانم: مُو که دُنبال تو نِبودُم کِه خواهر جان……! رفته بودُم تِنباکو بخِرُم بره سَر قلیون دیدُم رَفتی تو دِکون قِصابی بَعدِشَم اَکبر آقا زود در دِکونِشه بَستِگ….! نیم ساعت بَعدِشَم در دِکونِشه واکِرد نیم کیلو گوشت آبگوشتی داد زیر بَغَلِت تُند تُند رَفتی خانِه…!
کُبرا خانم: دَهَنه مُوره وانَکُن عُذراهادَهَنه مُوره وانَکُن…! هَفته پیش که شوهَرت رفتِه بود قِلِه او کی بود نِصبه شَبی از بالا در خانَتا آمد توها….؟ پسر طاهره خانوم بَند اَنداز هَنوز شاشِش کَف نِکِرده میکیشی رو خودِت خیال کِردی که مُو خبر نِدرُم…!

عذرا خانوم: وای / وای /وای…..تو خودِت نِصبه شبی زاغ سیاهه مُوره چوب مِزنی واز به مُو مِگی کِلانتَر….! خُدا به دور…! ای اَصغر آقای میوه فروش خوب مِذاره بری تو پستوی مُغازه اش میوه هاره جُدا سِوا کُنی…!بره چی به مُو مِگه میوه ها از یَک کِناره…. ها….؟ بَر روتِه ماه دیده؟ ای سینه ها بیخود ایجور گنده نِرفته آبجی جانهر کی نِدِنه مُو که مِدِنُم…!
کُبرا خانم: خُبه حالاخودِت که رَفتی پیش شیخ محمود دعانویس رو شیکَمِتُ زیر شیکَمِت دُعا بینویسه اُجاق کوریت خوب بره چی پَس….! اویَم گفته جن رفته تو رَحِمِت بَعدِشَم باهِت چیز کِردِه…..! بَعله….! بُگم وازَم….؟
عُذرا خانم: مُو که خودُم مِدِنُم عیب از شوهَرُمِه…! دُعایَم اَگه نیویشتُم بره شوهرم بوده که شیکَمِشه میذاره رو شیکَمُم دُعایه اِفاقه کُنه…!
کُبرا خانم: والله شوهَرت هیچ عیبی نِدِره بنده خدا….! تازه خیلی یَم سرحال و قِبراقِه طِفلی….!
عُذرا خانم: وا…..! خُب بزنُم به تخته شوهر تویَم خوب کِمَری دِره ماشالله…! وای وای دِرَن آذون مِگن…! مُگم ریشته گیریفتی حالا بره آش….؟
کُبرا خانم: ها رَفتُم دَر دِکونِ میرزا عَلی گفت تو اَنباره…! پیره سگ پاش لَبِ گوره ها تو اَنبار هِی ماخاست به زور مُوره ماچ کُنه…!
عُذرا خانم: بیخود هی پستوناتِه نِشون نَده به ای میرزا عَلی خواجه کُبرا جان…! وَرنِمِخِزه…! دیدُم که مُگم خواهر جان…!! بُرُم که به هَم هیشکارُم نِرسیدُم….! لَعنتِ خُدا به دلِ سیاههِ شیطون….!
مرتضی احمدی - طنز ترانه نامهربونی
به انتخاب جاوید کمرو


 « سخنان قصار از ماهاتما گاندی » 
به انتخاب میترا

من می‌‌توانم خوب ، بد ، خائن ، وفادار ، 
فرشتهخو یا شیطانصفت باشم

من می توانم تو را دوست داشته 
یا از تو متنفر باشم

من میتوانم سکوت کنم ،
 نادان و یا دانا باشم

چرا که من یک انسانم ، 
و اینها صفات انسانى است

:و تو هم به یاد داشته باش

من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ،
 من را خودم از خودم ساختهام

منى که من از خود ساختهام ، 
آمال من است

تویى که تو از من می سازى 
آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند

لیاقت انسانها کیفیت زندگى را
 تعیین میکند نه آرزوهایشان

و من متعهد نیستم که 
چیزى باشم که تو میخواهى

و تو هم میتوانى انتخاب کنى 
که من را میخواهى یا نه

ولى نمیتوانى انتخاب کنى 
که از من چه میخواهى

میتوانى دوستم داشته باشى
 همین گونه که هستم ، و من هم

میتوانى از من متنفر باشى
 بىهیچ دلیلى ، و من هم

چرا که ما هر دو انسانیم

این جهان مملو از انسانهاست

پس این جهان میتواند هر لحظه
 مالک احساسى جدید باشد

تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى
 و حکمی صادر کنی ، و من هم

قضاوت و صدور حکم  بر عهده 
نیروى ماورایى خداوندگار است

دوستانم مرا همین گونه 
پیدا می کنند و میستایند

حسودان از من متنفرند ، 
ولى باز میستایند

دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند 
و همچنان میستایندم

چرا که من اگر قابل ستایش
 نباشم نه دوستى خواهم داشت
نه حسودى و نه دشمنى 
و نه حتی رقیبی

من قابل ستایشم ، و تو هم

یادت باشد اگر چشمت
 به این دست نوشته افتاد

به خاطر بیاورى که آنهایى که 
هر روز میبینى و مراوده میکنى

همه انسان هستند و داراى 
خصوصیات یک انسان ، 
با نقابى متفاوت

اما همگى جایزالخطا

نامت را انسانى باهوش بگذار 
اگر انسانها را از پشت 
نقابهاى متفاوتشان شناختى

و یادت باشد که این ها
 رموز بهتر زیستن هستند

ملانصرالدین و ازدواج
به انتخاب مژگان هارونی

روزي دوستي از ملانصرالدين پرسيد : ملا ، آيا تا بحال به فکر ازدواج افتادي ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زماني که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسيد : خب ، چي شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختري آشنا شدم
که بسيار زيبا بود ولي من او را نخواستم ، چون از مغز خالي بود
به شيراز رفتم : دختري ديدم بسيار تيزهوش و دانا ، ولي من او را هم نخواستم ،
چون زيبا نبود
ولي آخر به بغداد رفتم و با دختري آشنا شدم که هم بسيار زيبا و همينکه ، خيلي
دانا و خردمند و تيزهوش بود . ولي با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسيد : چرا ؟
ملا گفت : براي اينکه او خودش هم به دنبال چيزي ميگشت ، که من ميگشتم
بنابر این هيچ کس کامل نيست

  پس به اينگونه نگاه کنيم..


مرد را به عقلش 
نه به ثروتش

زن را به وفايش
 نه به جمالش

دوست را به محبتش
 نه به کلامش

عاشق را به صبرش 
نه به ادعايش

مال را به برکتش 
نه به مقدارش

خانه را به آرامشش
 نه به اندازه اش

اتومبيل را به کاراييش
 نه به مدلش

دانشمند را به علمش 
نه به مدرکش

مدير را به عمل کردش
 نه به جايگاهش

نويسنده را به باورهايش
 نه به تعداد کتابهايش

شخص را به انسانيتش
 نه به ظاهرش


ای که هی! دوباره که شد اول هفته 


به انتخاب خوب پسر

* کارلوس نصفه *
کفاره شراب خوریهای بی حساب
مخمور در مجلس رندان نشستن است
به انتخاب حسین فروزنده
 کارلوس رودریگز که اکنون به این شکل غیر عادی درامده
 پس از مصرف مواد مخدر اقدام به رانندگی کرده و به
 خاطر انکه کمربند ایمنی اش را نبسته بوده ، بر اثر
 تصادف از شیشه جلو اتومبیل به بیرون پرتاب شده و 
با سر به زمین برخورد میکند.
رودریگز حالا بخاطر ظاهر عجیبش به "کارلوس نصفه" در بین اهالی میامی در ایالت فلوریدا آمریکا مشهور شده و در تازه ترین گفتگویش جوانان را از مصرف مواد مخدر برحذر داشته وظاهر عجیبش را بهترین مثال برای عاقبت مصرف بی رویه مواد مخدر عنوان کرده است .
عکسهای "کارلوس نصفه" ماه ها قبل توسط پلیس میامی منتشر شده بود اما بسیاری در وب سایتها عکسها را غیر واقعی و فتوشاپی می دانستند تا اینکه تازه ترین عکسهای 
او واقعی بودن ماجرا را مشخص کرد . 

اهای فریاد فریاد - امید
به انتخاب بهروز
زیباترین قسم
سهراب سپهری
به انتخاب الیزا شادنیا


نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
به دیدار خدا با کراوات

شاعرِ این شعر، مرحوم محمدعلی گویا ملقب 
به بلبلِ گویا (طنز نویس مجله ی گل آقا) هستند
نامِ کتابشون هم «بیا به عشق بیاندیشیم» هست، 
که خیلی به سختی میشود پیدا کرد
به انتخاب کاظم فهیمی

با کراوات به ديدار خدا رفتم و شد
بر خلاف جهت اهل ريا رفتم و شد
ريش خود را ز ادب صاف نمودم با تيغ
همچنان آينه با صدق و صفا رفتم و شد
با بوي ادکلني گشت معطر بدنم
عطر بر خود زدم و غالبه سا رفتم و شد
حمد را خواندم و آن مد"ولاالضالين"را
ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد
يکدم از قاسم و جبار نگفتم سخني
گفتم اي مايه هر مهر و وفا رفتم و شد
همچو موسي نه عصا داشتم و نه نعلين
سرخوش و بي خبر و بي سرو پا رفتم و شد
"لن تراني"نشنيدم ز خداوند چو او
"ارني" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد
مدعي گفت چرا رفتي و چون رفتي و کي؟
من دلباخته بي چون و چرا رفتم وشد
تو تنت پيش خدا روز و شبان خم شد و راست
من خدا گفتم و او گفت بيا رفتم و شد
مسجد و دير و خرابات به دادم نرسيد
فارغ از کشمکش اين دو سه تا رفتم و شد
خانقاهم فلک آبي بي سقف و ستون
پير من آنکه مرا داد ندا رفتم وشد
گفتم اي دل به خدا هست خدا هادي تو
تا بدينسان شدم از خلق رها رفتم و شد


آخرین دست آوردها از مرکز
 پژوهشهای سلامت توکیو


به نفع ماست که به آخرين دستاوردهاي متخصصين 
مرکز ملي هدايت (ارتقاء) سلامت و رفتار شناسی 
 توکيو توجه کنيم!
به انتخاب فریدون سلوکی


آنها ميگويند:

 ۱ - هرگز سيگار نکشيد و اگر ميکشيد ،
 نيمه آخر آن را به هيچ وجه نکشيد.

 ۲ - در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب 
گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است.

 ۳ - هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را 
به گوشي وصل کنيد و سپس آن را 
به برق وصل کنيد. بهتر است موبايل 
خاموش باشد.


 ۴ - چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد.

 ۵ - هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا 
به مدت حداقل  ۵ دقيقه پنجره ها را باز بگذارید
و در پمپ بنزينها کولر را خاموش نماييد.


۶ - غذاي خود را بيشتر از يکبار در مايکروفر 
گرم نکنيد و بعد از آن درصورت عدم استفاده
 دور بريزيد.


 ۷ - با حيوانات خانگي تعامل مثبت داشته باشيد.
 آنها ممکن است از خيلي از انسانها سالممتر و
 تميزتر باشند. عوامل مشترک زياد آنها با انسانها 
ميتواند به شکل واکسن در بدن عمل کند.


 ۸ - .هنگام غذا بين هرلقمه حداقل  ۱ دقيقه فاصله 
بگذاريد و دو ساعت قبل و بعد از غذا وهنگام آن 
نوشيدني ننوشيد.


۹ - هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز 
نکنيد تا هوا بصورت باد وارد مجاري تنفسي نگردد.


۱۰- .لوازم آرايشي را بيشتر از ۵ ساعت برروي
 پوست خود باقي نگذاريد. سلولهاي پوستي نیاز
به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نيز تا حد امکان
 از لباسهاي گشاد ، راحت و باز استفاده نماييد.


 ۱۱ - .موهاي خود را بيش از يکبار در شبانه روز
 شانه نکنيد.مراقب ورود شوره سر (حتي بصورت
 نامرئي) به چشمها و مجراي تنفسي خود باشيد.


 ۱۲ - .هنگام دويدن و راه رفتن سر خود را بالا
 نگهداريد.هنگام نشستن و خوابيدن برعکس سر
خود را پايين نگهداريد.


 ۱۳ - .توجه بيش از حد به وزن، سودمند نيست
بدن انسان قادر است بصورت خودکار ميزان
ورودي، جذب و ميزان دفع را تنظيم نمايد و 
اشتهاي طبيعي نيز متناسب با آن ميباشد.
هرچه قدر دوست داريد بخوريد.


 ۱۴ - .اگر نياز مالي نداريد، لازم نيست 
روزي  ۸ ساعت کار کنيد. بهترين تعداد
ساعات کاري بين ۵ الی ۶ ساعت ميباشد.

 ۱۵ - .هرگز پشت مانيتور (هاي قديميکه
 روشن هستند قرار نگيريد. ضرر آنها از خيلي
 از دستگاههاي عکسبرداري بيشتر است.


 ۱۶ - .ورزش و تحرک در ابتداي صبح نه تنها 
سودمند نيست بلکه خطرناک نيز هست. سعي
 کنيد آن را در حداقل ۳ ساعت بعد از بيداري 
و یا عصر انجام دهيد.


این یکی را به نظر میاید با اخذ میلیونها دلار
 به توصیه جمهوری اسلامی نوشته باشند
 ۱۷ - .توجه بيش از حد به امور سياسي، ورزشي
 و اقتصادي براي سلامت روان مضر بوده و در
دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، 
باعث اختلالات رواني ميگردد.

 ۱۸-.معجزه جواهر آلات براي خانمها را فراموش
 نکنيد. حتي اگر صرفا به ديدن آنها باشد.

 ۱۹ - هيچگاه به پهلو نخوابيد. سعي کنيد در
 جهت عمود بر محور مغناطيسي زمين بخوابيد.
اگر احساس ميکنيد ديگراني که دوستشان 
داريد هم، شایسته دانستن این اطلاعات مفید
 هستند انانرا با سایت ما اشنا کنید تا از این
 طریق نیز به ارتقای سلامت انان کمک کرده
 باشید 


 زبان نقاشی
به انتخاب مژگان هارونی

فرد بیسوادی از ترکیه که برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان را داشت و به این سبب مجبور بود که همسر و نوزده بچه قد و نیم قد خود رو رها کرده برود  با مخالفت همسرش روبرو میشود اما بهر وسیله ای بود او را  راضی به این سفر نمود.خلاصه همسر او نیز که خود فردی بیسواد بود از شوهرش میپرسد: حال که ما هردو بیسوادیم چه طوري از احوال یکدیگر با خبر بشویم؟؟؟؟ شوهر میگوید: من برای تو نامه مینویسم…. همسرش با تعجب میگوید: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !! شوهر میگوید  من برای تو نقاشی میکنمتو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟ خلاصه یارو به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه از طرف او به دست زنش رسید .. این شما و این هم نامه ببینید چیزی از ان میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟


!شما چیزی فهمیدید !!!!!!!من هم که نفهمیدم.
این نامه رو فقط همسر اون مرد است که میتونه
بخونه و بفهمه که چی در اون نوشته شده 

حال ترجمه از زبان همسرش

خط اول :حالت چه طوره زن
خط دوم :بچه ها چه طورن ؟
خط سوم : مادرت چه طوره ؟
خط چهارم :شنیدم سر و گوشت می جنبه!!!
خط پنجم : فقط برگردم خونه….
خط ششم : می کشمت
خط هفتم : احمد اغلو از آلمان


فعلآ پایان تا بعد


1 comment:

POST توراه و هفطارای

Every Post's Information