6.11.2010





Editor Daveed Fakheri  
بخند و یاد بگیر


سردبیر داوید فاخری
کشف یک پروتئین برای مبارزه با الرژی






محققان ژاپنی به مولکولی ناشناخته در موشها دست یافتهاند که میتواند از واکنشهای شدید آلرژیک جلوگیری کند. از آنجایی که این مولکول در انسان نیز وجود دارد امید میرود که بتوان توسط آن با حساسیتهای شدید مبارزه کرد.














روزي كه سكرترم رو اخراج كردم
'گلی فریور
صبح كه داشتم بطرف دفترم مي رفتم سكرترم ژانت بهم گفت: صبح بخير آقاي رئيس، تولدتون مبارك! از حق نميشه گذاشت، احساس خوبي بهم دست داد از اينكه يكي يادش بود.

تقريباً تا ظهر به كارام مشغول بودم. بعدش ژانت درو زد و اومد تو و گفت: ميدونين، امروز هواي بيرون عاليه؛ از طرف ديگه امروز تولدتون هست، اگر موافق باشين با هم براي ناهار بريم بيرون، فقط من و شما!
خداي من اين يكي از بهترين چيزهائي بوده كه ميتونستم انتظار داشته باشم. باشه بريم. براي ناهار رفتيم و البته نه به جاي هميشهگي. براي نهار بلكه باهم رفتيم يه جاي دنج و خيلي اختصاصي. اول از همه دوتا مارتيني سفارش داده و از غذائي عالي در فضائي عالي تر واقعاً لذت برديم.
وقتي داشتيم برمي‌گشتيم، ژانت رو به من كرده و گفت: ميدونين، امروز روزي عالي هست، فكر نميكنين كه اصلاً لازم نباشه برگرديم به اداره؟ مگه نه؟ در جواب گفتم: آره، فكر ميكنم همچين هم لازم نباشه. اونم در جواب گفت: پس اگه موافق باشي بد نيست بريم به آپارتمان من.
وقتي وارد آپارتمانش شديم گفتش: ميدوني رئيس، اگه اشكالي نداشته باشه من ميرم تو اتاق خوابم. دلم ميخواد تو يه جاي گرم و نرم يه خورده استراحت كنم.
خواهش مي كنم در جواب بهش گفتم. اون رفت تو اتاق خوابش و بعداز حدود يه پنج شش دقيقهاي برگشت. با يه كيك بزرگ تولد در دستش در حالي كه پشت سرش همسرم، بچههام و يه عالمه از دوستام هم پشت سرش بودند كه همه با هم داشتند آواز «تولدت مبارك» رو ميخوندند.
... در حاليكه من اونجا... رو اون كاناپه نشسته بودم... لخت مادرزاد!!!


طوطی فارسی زبون خیلی « با حال »  
 الیزا شاد نیا


شیرین سعادت
تا سال‌ها پس از انقلاب ایران، دنیای مد، دنیایی ممنوعه بود که هیچ ردی از آن در جامعه پیدا نمی‌شد. اینک اما صنعت نوپای مد در ایران هر چند با فاصله از معیارهای جهانی اما افتان و خیزان پیش می‌رود.


جلسه‌ی آزمون برای مانکن‌های دختر
صحنه‌ای از آزمون نهایی مانکن‌های پسر














Sent by debsh1








For all the folks with cell phones. (This should be printed and kept in your car, purse, and wallet. Good information to have with you.) 
There are a few things that can be done in times of grave emergencies.
Your mobile phone can actually be a life saver or an emergency tool for survival. Check out the things that you can do with it








 لیلا
الیزا شادنیا









*قدر داني از مادر*
پرویز فاخری  
   مردی مقابل گل فروشی ايستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود .




وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود و گريه می کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می کنی ؟ 




دختر گفت : می خواستم برای مادرم يک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد لبخندی زد و گفت :با من بيا٬ من برای تو يک دسته گل خيلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی




وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضايت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم ؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نيست




مرد ديگرنمی توانست چيزی بگويد٬ بغض گلويش را گرفت و دلش شکست. طاقت نياورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کيلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هديه بدهد




شکسپير می گويد: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن



سرنوشت بعد از بلوغ!!
زن باهوش + مرد باهوش= عشق
زن احمق +مرد باهوش =سکس
زن باهوشمرد احمقازدواج








زن احمقمرد احمق = حاملگی





********
چطور بعضیا میگن شوهر قیراطی شده
اهـــــــــــــا بفرما ، اینم شوهر
به شرط چاقو
بخر و ببر!
شرایط استخدام خانمها در
جمهوری جهنمی اسلامی !

لطف انسان دوستانه نا مردان وطن
 نسبت به خانمهای جوان هموطن
 در خیابانها  و در معابر عمومی
تا انان را  به جائی « امن! ، دنج ! و مطبوع ! »
 برسانند .....







تو پارک شهر
تو شمال شهر
توی جنوب شهر







درويشي قصه زير را تعريف مي کرد
 هما مزین








يکي بود يکي نبود مردي بود که زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود
وقتي مُرد همه مي گفتند به بهشت رفته است آدم مهرباني مثـل او حتما ً به بهشت مي رود
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد
فرشته نگهباني که بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به فهرست نام ها انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد
در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايي نمي خواهد هر کس به آنجا برسد مي تواند وارد شود
مَرد وارد شد و آنجا ماند


چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت
اين کار شما تروريسم خالص است
نگهبان که نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد: چه شده ؟
شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت
« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگي ما را به هم زده.از وقتي که رسيده
نشسته و به حرف هاي ديگران گوش مي دهد و به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند در
جهنم با هم گفت و گو مي کنند يکديگر را در آغوش مي کشند و مي بوسند
جهنم جاي اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد
وقتي قصه به پايان رسيد درويش گفت
با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند




خمینی و سکس با دختر شیر خواره 
پروبز ف







همه پرسی بی جوابانه!
شیلا جهانفرد




از مردم دنيا سوالي پرسيده شد که نتيجه ئی  حیرت اورو  عجیب در بر داشت! 
سؤال  از اين قرار بود: نظر خودتان را راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟
  اما در جهان کسی نتوانست که جواب کاملی به ان بدهد!
چون در آفريقا كسي نمي دانست 'غذا' يعني  چه؟
در آسيا كسي نمي دانست 'نظر' يعني چه؟
در اروپاي شرقي كسي نمي دانست 'صادقانه' يعني چه؟
در اروپاي غربي كسي نمي دانست 'كمبود' يعني چه؟
و در آمريكا كسي نمي دانست 'ساير كشورها' يعني چه؟


Howard drum show!!!
Talented 3 years old kid with drums
Yaron Faridnia/ Israel
یارون فریدنیا / اسرائیل
پسر ۳ ساله ئی که به طرز فوقالعاده ئی جاز مینوازد در یک کنسرت بزرگ!
شیلا جهانفرد


































زندگی زیباست / داریوش
الیزا شادنیا








کلاس فلسفه و توپ گلف
مژگان هارونی








پروفسور با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمهای یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟ و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگ ریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه را به آرامی تکان داد. سنگ ریزهها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خُب البته، ماسهها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یک بار دیگر از پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: «بله»
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد و گفت: «در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسهها را پر می کنمهمه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: «من می خواهم شما متوجه این مطلب شوید که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند؛ خداوند، خانوادهتان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان. چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگ ریزهها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانهتان و ماشینتان. ماسهها هم سایر چیزها هستند؛ مسایل خیلی ساده

پروفسور ادامه داد: «اگر اول ماسهها را در ظرف قرار دهید، دیگر جایی برای سنگ ریزهها و توپ!های گلف باقی نمی ماند، درست عین زندگیتان! اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنید، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نخواهد ماند. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت دارد، توجه زیادی کنید! با فرزندانتان بازی کنید، زمانی رو برای بررسیهای پزشکی بگذارید. با دوستان و اطرافیانتان بیرون بروید و با آنها خوش باشید! همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشید.
اول مواظب توپ های گلف باشید، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند. موارد دارای اهمیت را مشخص کنید؛ بقیه چیزها همون ماسه ها هستند
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: «پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟»
پروفسور لبخند زد و گفت: «خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشان دهم؛ مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در آن جایی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست








CLEAN YOUR KIDNEYS FOR LESS THAN  $1.00




Mojgan Harouni



Years pass by and our kidneys are filtering the blood by removing salt, poison and any unwanted entering our body. With time, the salt accumulates and this needs to undergo cleaning treatments and how are we going to overcome this?
It is very easy, first take a bunch of parsley and wash it clean


Then cut it in small pieces and put it in a pot and pour clean water and boil it for ten minutes and let it cool down and then filter it and pour in a clean bottle and keep it inside refrigerator to cool.


Drink one glass daily and you will notice all salt and other accumulated poison coming out of your kidney by urination also you will be able to notice the difference which you never felt before.


Parsley is known as best cleaning treatment for kidneys and it is natural!

دختر شاکی و اخوند محله
 دبش ۱




دختره ميره پيش آخوند محلشون، ميگه: من گناه كردم! آخونده  ميگه: چيكار كردي؟ دختره ميگه: من به يك مرد گفتم فلان عمتآخونده ميگه: آخه براي چي؟ دختره ميگه: آخه دستشو گذاشته بود رو پامآخونده دستشو ميگذاره رو پاي دختره، ميگه: اينطوري؟ دختره ميگه: آرهآخونده ميگه: آخه آدم كه واسه همچين كاري به كسي نميگه فلان عمت! دختره ميگه: آخه بعد اون يكي دستشو گذاشت رو سينه امآخونده دستشو ميگذاره رو پستوناي دختره، ميگه: اينجوري؟ دختره ميگه: آرهآخونده ميگه: ولي آخه اينم دليل نميشه كه آدم به بنده خداوند بگه فلان عمت! دختره ميگه: آخه بعد لباسامو درآوردآخونده لباساي دختره در مياره، ميگه: اينجوري؟ دختره ميگه: آرهآخونده ميگه: واسه اينكار هم آدم به برادر دينيش نميگه فلان عمت! دختره ميگه: آخه بعد اونكاري كه تو ده فر مان خداوند ممنوع كرده که زن و مرد نامحرم با هم بكنند رو با من كردآخونده ميگيره ترتيب دختره رو ميده، ميگه: اين ريختي؟! دختره ميگه: بعله. باز آخونده ميگه: ولي آخه اين هم دليل نميشه كه آدم به يكي از اشرف مخلوقات بگه فلان عمت! دختره ميگه: ولي، آخه طرف ايدز داشت آخونده ميگه: اي فلان عمش!



مجموعه تصاویر سینمائی پیتزا مخلوط
سخنانی زیبا از اینشتین


 الیزا شادنیا











هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جراتنیاز است

دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد. یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید، به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد؛ این یعنی "نسبیت".

فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد

عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم

من هوش ِ خاصی ندارم، فقط شدیدا کنجکاوم
مجموعه تصاویر سینمائی پیتزا مخلوط




سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید.
دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.
یکی از قویترین عللی که منجر به ورود آدمی به عرصهء علم و هنر می شود فرار از زندگی روزمره است

مثال زدن، فقط یک راه دیگر آموزش دادن نیست؛ تنها راه آن است.
حقیقت آن چیزی است که از آزمون تجربه، سربلند بیرون آید.
زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکتکنید.
Igor Krutoi Pechalniy Angel Sad Angel
debsh 1
    اهنگ بسیار زیبا و رومانتیکی از « لگور کروتوی » به نام  فرشته غمگین
  دبش ۱   

اخر هفته زیبايی را برایتان ارزو میکنیم
Have A Nice weekend
סוף שבוע נעים























































































































4 comments:

POST توراه و هفطارای

Every Post's Information