7.25.2010




Editor, Daveed Fakheri   
سردبیر داوید فاخری

فرستنده دبش ۱


با درايت و يک لحظه تفکر می توان پرسيد، چندسال بايستی صاحب قرآن و آيه های قرآن را به زندان بياندازيم؟؟
آيا می توان گفت سران جمهوری جهل و خون اسلامی که به پیروی از امامان و دستورات مذهبیشان از هیچگونه تجاوز به زنان و دختران معصوم و نامحرم وطن کوتاهی نکرده اند را نه تنها زندانی کرد بلکه انان را بایستی سر برید؟؟


دبش ۱
نقاشیهای زیر، فهم ملتهای متمدن غرب در سال   ۱۹۱۰ را نشان میدهند که در ذهن خود چه تصوراتي از نوع زندگی که ما در سال  ۲۰۰۰ خواهیم داشت داشتند!!
و در همین حال ملتهای مسلمان جهان را میتوانیم تماشا کنیم که در طول تاریخ چه تصوراتی از هر اینده ئي داشته اند که 
بجز * عقبگرائی * بوده است !!

اين مجموعه از نقاشيهاي جالب که در کتابخانهملي فرانسه نگهداري ميشود، نشان ميدهد که در سال ۱۹۱۰ چه تصوّري از پيشرفت تکنولوژي در سال ۲۰۰۰ وجود داشته است.آتشنشانها و پليسهاي پرنده،قطار برقي که مستقيماً از پاريس به چين ميرود،گشتهاي هوايي با هليکوپتر،کفشهاي چرخدار،روزنامههاي گويا و...
يک چيزي که براي خود من خيلي جالب بود تو اين عکسها اينه که بيشتر اين عکسها مردم رو در حال پرواز نشون ميده.
نکته قابل توجه دیگر، تصور مردم از "ماشين جنگي سال  ۲۰۰ " بوده است. بندهخداها با تمام فکر خلاقي که داشتند و سال ۲۰۰ رو تصور کردند حتي تصور ماشين جنگي مثل تانک رو نداشتند! حداکثر ذهنيتشون اين بوده که يک مسلسل ببندند به يک ماشين معمولي و ...
راستي! اگر الان قرار باشه که ما سال  ۳۰۰۰ رو به تصوير بکشيم، چي ميکشيم؟

Flying Firemen اتش نشانان هوائي!

cid:1.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
 اسکی پیاده رویCar Shoes
cid:2.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
The Barber سلمانی با کمک روبات
cid:3.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
The Avenue of the Opera اوپرا در خیابانها
cid:4.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
The Electric Train From Paris to Beijing قطار یرقی از پاریس تا بیجینگ
cid:5.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
A Rescue نجات مغروقین از طریق هوا
cid:6.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
Sentinel Advanced in the Helicopter (نگهبان)
cid:7.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
Cyclist Scouts
cid:8.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
Phonographic Message پیغام گیری اما نه از مستخدم
cid:9.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
One For the Road کافه های سر راهی هوائی
cid:10.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
Lady In Her Bathroom ارایش خانم از سر تا پا توسط روبات 
cid:11.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
Cars of War ماشینهای جنگی
cid:12.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
Building Site دستگاههائی که به جای کارگر معمولی در ساختمان سازی به کار گرفته میشوند
cid:13.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
At School دادن اطلاعات به دانش اموزان از طریق دستگاههای صوتی
cid:14.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
A Festival of Flowers جشن گل
cid:15.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
Airship On The Long Course کشتی تفریحی هوائي
cid:16.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
The Tailor خياط اتوماتیک
cid:17.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
Flying Police پلیس پروازی
cid:18.628143883@web37901.mail.mud.yahoo.com
قلم چرخید و فرمان را گرفت




از شاعر( ه ) وطنخواه و ارجمند کشورمان 
سیمین بهبهانی
فرستنده جیم. اصف

ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند
همه ازحجرهها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هر انگیزه و با هر بهانه
مسلمان نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز، مردان را گرفتند
سراغ سفره ها، نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان راگرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشاء
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالفهای ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه
که شاکیهای آنان را گرفتند
چو شد در آستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند
نمیخواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیحالمسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدائی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان راگرفتند
مقام رهبری هم شعر میگفت
ز دستش بند تنبان را گرفتند
همه اینها جهنم، این خلایق




ز مردم دین و ایمان را گرفتند

 این گزارشگر تلویزیونی از یکی از هموطنان عزیز ترک زبانمان میخواهد تا اطلاعاتی که در باره « عید قربان » دارد را با دیگران در میان بگذارد و جوابی که ان بنده خدا به او میدهد را هم تماشا کنید!
پرویز . ف




مدرسه عشق 


از زنده یاد مجتبي کاشاني
(سالک)
الیزا شادنیا
در مجالي که برايم باقيست 
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم




که در آن همواره اول صبح 
به زباني ساده مهر تدريس کنند 
و بگويند خدا خالق زيبايي و سراينده ي عشق آفريننده ماست 
مهربانيست که ما را به نکويي 
دانايي 
زيبايي 
و به خود مي خواند 
جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
دوزخي داردبه گمانم -
کوچک و بعيد 
در پي سودايي ست 
که ببخشد ما را 
و بفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست
  
در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم 
که خرد را با عشق 
علم را با احساس 
و رياضي را با شعر 
دين را با عرفان 
همه را با تشويق تدريس کنند 
لاي انگشت کسي 
قلمي نگذارند 
و نخوانند کسي را حيوان 
و نگويند کسي را کودن 
و معلم هر روز 
روح را حاضر و غايب بکند
  
و به جز از ايمانش 
هيچ کس چيزي را حفظ نبايد بکند 
مغز ها پر نشود چون انبار 
قلب خالي نشود از احساس 
درس هايي بدهند 
که به جاي مغز ، دل ها را تسخير کند 
از کتاب تاريخ 
جنگ را بردارند 
در کلاس انشا 
هر کسي حرف دلش را بزند
  
غير ممکن را از خاطره ها محو کنند 
تا ، کسي بعد از اين 
باز همواره نگويد:"هرگز"
و به آساني هم رنگ جماعت نشود 
زنگ نقاشي تکرار شود 
رنگ را در پاييز تعليم دهند 
قطره را در باران
موج را در ساحل 
زندگي را در رفتن و برگشتن از قله کوه 
و عبادت را در خلقت خلق

کار را در کندو 
و طبيعت را در جنگل و دشت 
مشق شب اين باشد 
که شبي چندين بار 
همه تکرار کنيم :
عدل
آزادي
قانون
شادي
امتحاني بشود 
که بسنجد ما را 
تا بفهمند چقدر 
عاشق و آگه و آدم شده ايم
  
در مجالي که برايم باقيست 
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن آخر وقت 
به زباني ساده 
شعر تدريس کنند 
و بگويند که تا فردا صبح 
خالق عشق نگهدار شما


خانوم ببخشید


catholder - Funny Pics
پاشو پاشو برقص واسم
یه کم اب شه اون شکم
دبش ۱





فرامرز و سامعه




داوید / گزارش بالا قصه ئی بعکس، متفاوت و شادمان کننده است از انچه بر ۹۹٪ از زنان مسلمان در هر کشور اسلامی که زندگی میکنند وارد میشود اما همه انان انقدر خوشبخت نیستند که مانند * سامعه * شاهد چنین روزهائی مانند ازدواج و تشکیل خانواده و با ابرو عزت در کنار کسی که انان را « مادر بچه های خود » صدا کند زندگی کنند ، جائی که متجاوزان به عنف ازادانه میگردند و جامعه پس از ان حوادث دهشتناکی که بر سران نگون بختان اورده شده و انها جرأت کرده و ان رازهای چندش اور را افشا کرده اند، به سیاهی برایشان رقم میزند !. اینان یا بایستی مانند فردی « جذامی » منفور، در گوشه ئی بمانند تا یا به دست یکی از بستگان مرد خانواده ( که از همه به اصطلاح غیرتی تر است !!! ) سرشان از تن جدا گردد و یا انکه خود نفت بر سر و روی خود بریزند و خود را به اتش بکشند و در میان شعله های مهیب ان انقدر دست و پا بزنند تا بالاخره جزغاله شوند و از این زندگی نکبت بار خلاص گردند و یا اگر هم که !! بخت یار انان باشد !! وزنده بمانند به انگونه خوشبخت خواهند بود که به جهنم روسپیگری و فاحشه گری در اماکن بدنام کشیده شوند و سر انجام نیز یا از طریق بیماریهای مقاربتی خطرناک و یا از راه استفاده از مواد مخدر به فراموشخانه زمان سپرده شوند! 


!
Mojgan Hrouni


A Mafia Godfather finds out that his bookkeeper, Enzo, has cheated him out of 10 million bucks. His bookkeeper is deaf.
That was the reason he got the job in the first place. It was assumed that Enzo would hear nothing that he might have to testify about in court. 
When the Godfather goes to confront Enzo about his missing $10 million, he takes along his lawyer who knows sign language. The Godfather tells the lawyer, "Ask him where the 10 million bucks is that he embezzled from me." 
The lawyer, using sign language, asks Enzo where the money is. Enzo signs back, "I don't know what you are talking about." The lawyer tells the Godfather, "He says he doesn't know what you are talking about." 
The Godfather pulls out a pistol, puts it to Enzo's temple and says, "Ask him again!" 
The lawyer signs to Enzo, "He'll kill you if you don't tell him." 
Enzo signs back, "OK. You win! The money is in a brown briefcase, buried behind the shed in my cousin Bruno's backyard in Woodbridge !" 
The Godfather asks the lawyer, "What did he say?" 
The lawyer replies, "He says you don't have the balls to pull the trigger..." 
Don't you just LOVE lawyers!








 World's Best dance
Mojgan Harouni







یکی که تازه شوفر تاکسی شده بوده میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشیدکریم خان میرید؟
میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکید


خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریکی است نور را آفرید دید هیچ مشکل دیگه ای نداره زن را آفرید


یارو خسیسه بچه اش ۲۰ می گیره  میزنه تو سر بچه اش 
میگه :
با ۱۰ هم قبول می شدی ، مجبور بودی این همه خودکار مصرف کنی.


یکی بعد از چهارمین ازدواجش که اونهم مثل قبلیها به طلاق کشیده
 بالاخره به این نتیجه رسید که : به این علت بعد از عقد در دهان عروس و داماد عسل مي گذارند؟ 
. که مزه ( اونی ) كه خوردند عوض بشه


 به یه همدونی می گن دوست داشتی جای خدا بودی؟ 
می گه: نه 
می گن: چرا؟ 
می گه: چون جای پیشرفت نداره!


به بسيجيه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ 
ميگه: نه
ميگن: كربلا
ميگه: اي خوشا به سعادتش

پاسداره  رو مي ببرن اتاق عمل. دكتر ميگه : ببخشيد شما همراه داريد .
بسيجيه ميگه: بله ولي فعلا خاموشش كردم 


دعای دخترای این زمونه
ربنا آتنا دوست پسرا جمیلا وقدها طویلا و پولها کثیرا
 ( خدایا یه دوست پسر واسمون جور کن که هم خوش بر و رو باشه ، هم خوش قد و قامت و هم خر پول و ... ا ! )

یه نفر خجالتی داشته دعا می کرده:
خدایا منو نیامرز
ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ 
می گه دارم شکسته نفسی می کنم

از یک سنت پرست ایرانی مي پرسن  ۱۲  فروردين چه روزيه ؟ 
ميگه روزي كه ميريم براي  ۱۳ بدر جا مي گيريم


 خامنه یی می خواسته نماز بخونه، میگه:
الحمدلله رب العالمینخدایا! سرتو درد نمیارمولاالضالین

دوست دختر پسر رفسنجانی بهش میگه عزیزم خیلی باید « خرجم کنی » تا زنت بشم
اونم کم نمیذاره و از فرداش شروع میکنه به « خر جمع کردن !!!»





paid in full بی حساب شدیم
trans.gif




                                                               


 Ben Jadidi
Our little boy came up to his mother in the kitchen one evening while she was fixing supper, and he handed her a piece of paper that he had been writing on. After his mom dried her hands on an apron, she read it, and this is what it said:

For cutting the grass $5.00
For cleaning up my room this week $1.00
For going to the store for you .50
Baby-sitting my kid brother while you went shopping .25
For getting a good report card $5.00
For cleaning up and raking the yard $2.00
Total owed: $14.75

Well, I’ll tell you, his mother looking at him standing there expectantly, and boy, could I see the memories flashing through her mind. So she picked up the pen turned over the paper he’d written on, and this is what she wrote:

For all the nights that I’ve sat up with you, doctored and prayed for you, No Charge.

For all the trying times, and all the tears that you’ve caused through the years, there’s No Charge.

When you add it all up, the cost of my love is No Charge.

For all the nights that were filled with dread, and for the worried I knew were ahead, No Charge.

For the toys, food, clothes, and even wiping your nose, there’s No Charge.

And when you add it all up, the full cost of real love is No Charge.

Well, friends, when our son finished reading what his mother had written, there were great big old tears in his eyes, and he looked straight up at his mother and said, “Mom, I sure do love you.” And then he took the pen in great big letters he wrote: “PAID IN FULL.”

I Want To Know How Much He Knows About China!
True and Funny
&




اخر هفته شیرینی را برایتان ارزو میکنیم
Have A Nice Weekend


batdog - Funny Pics

2 comments:

POST توراه و هفطارای

Every Post's Information